صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



آمار بازدید

نويسندگان :
» omid mohammadi
آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:


توصیه به زوج های جووووووووووووووووون!!!!!!!!!
نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠ و ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ

سلام دوستان

امروز بعد از مدت ها بازم اومدم

ولی اینبار جای شعر عاشقونه چندتا نکته واسه جوووونا دارم

حتما بخونیدچشمک

 

×××××××××××××××××××××××××××

اگر تازه ازدواج کرده‌اید، از این خطاها بپرهیزید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


زوج‏های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک‌اند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج می‏تواند کمک کند که مانع بروز آنها شویم. در پیچ و خم دل‌دادگی و حرف‌های نگفته جوانی، واقعیت‌های یک عمر زندگی در کنار یکدیگر و تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارت‌های لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش می‌شود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک می‌کند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازی‌های عاشقانه را مشاهده کنیم...


فکر نکردن به فردای ازدواج
بعضی از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج می‌شوند که نمی‌دانند درگیر چه مسایلی شده‌اند. شما متاهل شده‌اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامه‌های جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگ‌تری را در ذهن داشته باشید.

تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر
به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده‌اید که عاشقش بوده‌اید. اگر اینطور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشم‌گیری تغییر نمی‌کنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت‌هایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه‌دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می‌کند.

رابطه بد با خانواده همسر
اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می‌کند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می‌شود، همسرتان است که احساس می‌کند بین شما گیر افتاده است.

مشاجره به‌جای گفتگو
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی‌کند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره می‌اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش‌های درمانی انجام دهید.

کوتاه بودن افق دید
هیچ‌کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راه‌های ممکن در صورت بچه‌دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده‌اید، چاره‌ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ‌تر را داشته باشید.

دعواهای بیهوده
هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می‌کند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحث‌های خود را برای مسایل مهم‌تری نگه دارید. این دلخوری‌ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب‌های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش‌شانس بدانید.

حسادت
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می‌شود که تصور می‌کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای یک رابطه زناشویی سم است.

زندگی کردن مانند مجردها
اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما می‌دانید درست و غلط چیست. پس سعی شما بر این باشد که کار درست را انجام دهید.

غرور در زندگی مشترک
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می‌کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترک‌شان انجام نمی‏دهد. او اجازه می‌دهد غرور و روش‌های حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایم‌تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

با هم نبودن
باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه‌ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.




کلمات کلیدی :مطالب زناشویی، همسرداری، زوج های جوان، بهداشت زناشویی

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


چرا کسی کامنت نمیذاره؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠ و ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ

نمیدونم با اینکه روزی 100 یا 200 بازدیدکننده هست ولی کامنت ندارم

یعنی ببندم این وبلاگ رو؟




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


تااااااااااالش
نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠ و ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ

تو این پست دوتا از عکسای فوق العاده ییلاقای شهر قشنگمون تالش رو واستون گذاشتم

امیدوارم خوشتون بیاد

اگه خواستین عکسای بیشتر با توضیحات بیشتر میذارم

 

 

4901adb0adfpfgmbg0bi.jpg

 

 

 

s5jk2iksbaqlzekh64y7.jpg

 

 

 




کلمات کلیدی :تالش، گیلان، استارا، طبیعت زیبا

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


فصل عشق
نوشته شده در دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠ و ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ

سلام دوستای گلم

این ادرس جدیده وبلاگ:

www.omidd67.tk

اینم میل منه:

omid_gh_m@yahoo.com

میخام تو این پست یه قصه عشق بذارم

شاید قدیمیه ولی ارزش داره

گریه نکنیداااا

.............................................

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. 
میگن عروس رفته
 تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر
 شدن برنگشته، در را هم قفل کرده.
داماد سروسیمه پشت در
 راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان 
بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن.
 مریم جان سالمی ؟؟؟
آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده
 در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا
 مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.
 لباس قشنگ عروسیش
 با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و
 مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم
 یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره
 جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان 
کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :



سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو.
آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی.
 مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟!
 علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش 
رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.



دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای
 تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم
، تو هم خوردی، یادته؟!
گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! 
علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟!
 داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی
 می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش 
رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش
 موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت
 کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که
 همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال
 از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟!
 روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟!
 نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من
 یادمه، یادمه چطور
 بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب
 هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون
 که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.


یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری
اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی
 و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر
 می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام
 به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه
 روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای 
من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام.
 روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد
 چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه
 آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من 
تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم 
رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال
تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم
 بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. 
همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام 
اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون
 با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن
 ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام
 ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. 
منم باهات میام ….


پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی
دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به
 جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی
 تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. 
آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه،
صورتش با اشک 
یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی
 حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که
 فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو 
برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل 
ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق
 علی و مریم 
بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و 
اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی
هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که 
فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…
 

 




 
 از عشق:



یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم


ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی
 برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم


گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه
عاشق تو بودن وجود نداره


عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه که نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

نظره تو چیه؟



 ............................
منون از نظراتون بچه ها


راستی میخام این هدیه تصویری رو تقدیم به کسی کنم که
 همه وجودمه:


 
 



کلمات کلیدی :اس ام اس عاشقانه، خیانت، عشق واقعی

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠ و ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


........................ مطالب قدیمی‌تر >>

مطالب پیشین

» توصیه به زوج های جووووووووووووووووون!!!!!!!!!
» چرا کسی کامنت نمیذاره؟؟؟؟؟؟؟؟
» تااااااااااالش
» فصل عشق
» دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠
» بااااااااااااااااز اومدم
» بچه ها قسمت ارسال مطلب جدید واسم باز نمیشه و نمیتونم اپ کنم..کمکم کنید
» رازهایی در مورد مردان
» به همین سادگی سر ما رو بریدن!!!!!!!!!!
» جدیدترین مصاحبه با محسن یگانه



درباره وبلاگ



درباره :
پروفایل مدیر : omid mohammadi


موضوعات

» تنهایی (٤)

» عاشقانه (٢)

» اس ام اس عاشقانه (٢)

» عشق واقعی (٢)

» روز مادر (۱)

» همسرداری (۱)

» داستان خانوادگی (۱)

» مسعود مرادی (۱)

» استارا (۱)

» دختر نامرد (۱)

» روز عاشقان (۱)

» تقدیم به عشقم (۱)

» زوج های جوان (۱)

» ف ی ل ت ر (۱)

» الت تناسلی (۱)

» مطالب زناشویی (۱)

» البوم رگ خواب (۱)

» جدیدترین مصاحبه با محسن یگانه (۱)

» افساید (۱)

» رازهای جنسی (۱)

» بهداشت زناشویی (۱)

» دوست دختر (۱)

» بی وفا (۱)

» مهربانی (۱)

» تالش (۱)

» غریبه (۱)

» غم (۱)

» بی وفایی (۱)

» محمد نوری (۱)

» خیانت (۱)

» محسن یگانه (۱)

» شروع دوباره (۱)

» گیلان (۱)

» عاشقانه ها (۱)

» عشق ابدی (۱)

» طبیعت زیبا (۱)

» پرسپولیس قهرمان (۱)

» درد عشق (۱)

» مجازات عشق (۱)

» بی رحمی روزگار (۱)

» عدل خدا (۱)

» پیرمرد عاشق (۱)

» شعر مادر (۱)

» hot love (۱)

» ولنتاین (۱)

» ازدواج (۱)

» عشق (۱)


لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» love
» در مورد من
» امار وبلاگ من
» شقايق تنها
» شقایق واژگون تنها
» زندگی بدون عشق بی معناست
» شب مهتابی
» کاش میشد از یه جایی دانلودت کنم
» ستاره خاموش
» تورا من چشم در راهم
» فقط به خاطر تو
» غم تنهایی اسیرت می کنه
» loOoOvely
» دلشکسته
» عشق+دوستی
» بهترین کلیپ ها
» دوست داشتن زیباست
» ابر بهاری
» میعادگاه عشق
» ترنم
» عسل برام باش
» عاشقم
» عاشقانه ها
» غبارسربی اندوه
» پسری بنام غم
» دختر داغ
» دروغ گفتی عاشقی
» عشق اتشین
» کوی وفا
» الاچیق عشقولانه
» منم یه عاشق تهی از غم
» <<<Bodo2Eshgh>>>


آرشیو مطالب

» آبان ٩٠

» شهریور ٩٠

» تیر ٩٠

» آبان ۸٩

» مهر ۸٩

» بهمن ۸۸

» شهریور ۸۸

» دی ۸٧

» آذر ۸٧

» آبان ۸٧

» مهر ۸٧

» تیر ۸٧

» خرداد ۸٧

» اردیبهشت ۸٧

» فروردین ۸٧

» بهمن ۸٦

» آذر ۸٦

» تیر ۸٦

» اسفند ۸٥

» بهمن ۸٥

» دی ۸٥

» آبان ۸٥

» مهر ۸٥

» شهریور ۸٥

» امرداد ۸٥

» تیر ۸٥

» خرداد ۸٥

» اردیبهشت ۸٥

» فروردین ۸٥

» اسفند ۸٤

» بهمن ۸٤

» آذر ۸٤

» مهر ۸٤

» شهریور ۸٤


صفحات وبلاگ


پیامک بلاک

.:.



فید منتخب من





دیگر امکانات

RSS 2.0



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by omidd2005
This Themplate By Theme-Designer.Com


پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر