صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



آمار بازدید

نويسندگان :
» omid mohammadi
آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:


 
نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ

گپ‌ دوستانه با بنيامين‌: 7 ماهه خواننده شدم

گپ‌ دوستانه با بنيامين‌: 7 ماهه خواننده شدم

(بنيامين‌) خواننده‌ جواني‌ است‌ كه‌ با ترانه‌ دنيا ديگه‌ مثل‌ تو نداره‌ نداره‌، نه‌ مي‌تونه‌ بياره‌ به‌ شهرت‌ رسيد، پس‌ از اين‌كه‌ چند سال‌ بازار موسيقي‌ از تب‌ هميشگي‌ برخوردار نبود، و به‌ نوعي‌ راكد بود، بنيامين‌ آلبوم‌ (سال‌ 85) را روانه‌ بازار كرد، گرچه‌ ترانه‌هاي‌ اين‌ آلبوم‌ پيش‌ از اين‌كه‌ مجوزدار روانه‌ بازار شود، دست‌ به‌ دست‌ مي‌چرخيد و همه‌ از يك‌ آلبوم‌ بدون‌ مجوز صحبت‌ مي‌كردند، اما وقتي‌ در سال‌ 85 آلبوم‌ روانه‌ بازار شد، همان‌ افراد متوجه‌ شدند كه‌ آلبوم‌ (بنيامين‌) مجوز دارد... پس‌ از تعطيلات‌ نشريات‌ زيادي‌ به‌ سراغ‌ بنيامين‌ رفتند و با او مصاحبه‌ كردند، از اين‌ رو سعي‌ كرديم‌ كه‌ با او گفتگويي‌ متفاوت‌ انجام‌ دهيم‌، گپي‌ دوستانه‌ روي‌ پشت‌ بام‌ خانه‌ بنيامين‌ انجام‌ پذيرفت‌. (گفتگو با بنيامين‌) را بخوانيد:

- بنيامين‌ چطور وارد دنياي‌ هنر شد؟

بنيامين‌: 14 سالم‌ بود كه‌ اولين‌ شعرم‌ را گفتم‌، كلاسيك‌، سپيد و بعد هم‌ ترانه‌. در سن‌ نوزده‌ سالگي‌ هم‌ نواختن‌ گيتار را فرا گرفتم‌ و از اين‌ رو با هنر آهنگسازي‌ آشنا شدم‌، خوانندگي‌ هم‌ كه‌ عمر طولاني‌ ندارد، حدودا 7 ماه‌ است‌.
- چه‌ كارهايي‌ را به‌ طور مشخص‌ براي‌ آهنگسازي‌ انجام‌ داديد؟
بنيامين‌: تعدادي‌ كار را براي‌ چند خواننده‌ از جمله‌ (ناصر عبدالهي‌) ساختم‌ به‌ نام‌ (منو ببخش‌) كه‌ خيلي‌ از اين‌ كارها در مرحله‌ توليد و انتشار آلبوم‌ قرار داشته‌ و توزيع‌ نشده‌، پيش‌ از اين‌ هم‌ كارهاي‌ متعددي‌ را براي‌ گروه‌ كودك‌ انجام‌ دادم‌، مثل‌ برخي‌ آهنگ‌هاي‌ چرا و چيه‌ در آلبومي‌ به‌ نام‌ (گل‌هاي‌ رنگين‌ كمان‌) كه‌ دست‌اندركاران‌ معتقد بودند كار متفاوتي‌ شده‌ است‌، حالا نمي‌دانم‌ در اين‌ زمينه‌ تا چه‌ اندازه‌ موفق‌ ظاهر شدم‌.
- كدام‌ يك‌ از آهنگ‌هاي‌ چرا و چيه‌ كار شما بود؟
بنيامين‌: چيكه‌ چيكه‌، آب‌ تني‌.
- آهنگسازي‌ يا خوانندگي‌، كدام‌ يك‌ را بيشتر دوست‌ داريد؟
بنيامين‌: آهنگسازي‌ را به‌ مراتب‌ بيشتر دوست‌ دارم‌.
- به‌ عنوان‌ شنونده‌ موسيقي‌، كارهايي‌ را كه‌ در زمينه‌ خوانندگي‌ انجام‌ دادي‌ را مي‌پسندي‌ يا آهنگسازي‌؟
بنيامين‌: چون‌ تمام‌ كارها را انتخاب‌ كرده‌ بعد انجام‌ دادم‌ به‌ يك‌ اندازه‌ دوست‌ مي‌دارم‌.
- شهرت‌ چند درصد از هدف‌ بنيامين‌ بود؟
بنيامين‌: هيچكس‌ (به‌ خصوص‌ افرادي‌ كه‌ كار هنري‌ مي‌كنند) از شهرت‌ بدشان‌ نمي‌آيد ولي‌ شهرت‌ آخر چيزي‌ نبود كه‌ من‌ مي‌خواستم‌، دايره‌ هنر وسيع‌تر از اين‌ مسايل‌ است‌.
- سقف‌ كار يك‌ خواننده‌ كجاست‌؟
بنيامين‌: به‌ عقيده‌ من‌ اگر يك‌ هنرمند براي‌ خودش‌ سقف‌ بزند آن‌ روز، لحظه‌ مرگش‌ خواهد بود، يعني‌ سقف‌ هنر مرگ‌ است‌.
- شهرتي‌ كه‌ امروز به‌ دست‌ آوردي‌ را چطور حفظ خواهي‌ كرد؟
بنيامين‌: تنها راه‌ حفظ شهرت‌، محبوبيت‌ است‌.
- چطور؟
بنيامين‌: وقتي‌ ما مردم‌ را دوست‌ بداريم‌ و برخورد درستي‌ با آنها داشته‌ و در خصوص‌ آنها مثبت‌ فكر كنيم‌، مسلما برايشان‌ احترام‌ قايل‌ خواهيم‌ بود و در توليد كارهاي‌ بعدي‌ دقت‌ مي‌كنيم‌ تا كاري‌ بد تحويلشان‌ نداده‌ و چيزي‌ در شان‌ و مقام‌ خودشان‌ ارايه‌ دهيم‌ و اين‌ در درجه‌ اول‌ باعث‌ محبوبيت‌ و در وهله‌ دوم‌ نيز حفظ شهرت‌ خواهد شد.
- پس‌ با اين‌ تفاسير اصول‌ اخلاقي‌ را رعايت‌ مي‌كنيد...؟
بنيامين‌: تا جايي‌ كه‌ بتوانم‌، در برخوردهايم‌ رعايت‌ اصول‌ اخلاقي‌ را مي‌كنم‌، هيچ‌گاه‌ دوست‌ ندارم‌ كاري‌ كنم‌ تا كسي‌ از من‌ رنجيده‌ خاطر شود، مردم‌ ما در اين‌ خصوص‌ اين‌ موضوع‌ (اصول‌ اخلاقي‌) خيلي‌ دقيق‌ و حساس‌ هستند، از اين‌ رو در جامعه‌ ما محبوبيت‌ پيش‌ و بيش‌ از شهرت‌ مطرح‌ است‌، از طرفي‌ محبوبيت‌ حاصل‌ نخواهد شد مگر با رعايت‌ اصول‌ اخلاقي‌، همواره‌ معتقدم‌ قيمت‌ ارتباط و دوست‌ داشتن‌ بسيار بسيار بالاتر از توليد كار است‌.
- در اين‌ مدت‌ هفت‌ ماه‌ كه‌ خواننده‌ شديد، چقدر در بين‌ مردم‌ چهره‌ شناخته‌ شده‌اي‌ هستيد؟
بنيامين‌: تا پيش‌ از انتشار رسمي‌ و مجاز آلبوم‌، درصد خيلي‌ كمي‌ از مخاطبين‌ با چهره‌ام‌ آشنا بودند، اما حالا...
- تا به حال‌ امضا هم‌ داديد؟
بنيامين‌: (بلند مي‌خندد و...) يك‌ كمي‌...
- معمولا چه‌ جمله‌اي‌ را كنار امضا مي‌نويسيد؟
بنيامين‌: هميشه‌ به‌ دنبال‌ جمله‌اي‌ هستم‌ كه‌ تناسب‌ شخصيت‌ و شان‌ مخاطبم‌ باشد و خداي‌ ناكرده‌ بي‌احترامي‌ صورت‌ نگيرد.
- اگر مايليد يك‌ بار ديگر توزيع‌ غيرمجاز كار را توضيح‌ دهيد؟
بنيامين‌: براي‌ دو شركت‌ آواي‌ نكيسا و ترانه‌ شرقي‌ آهنگسازي‌ مي‌كردم‌، خب‌ مديران‌ به‌ دنبال‌ ارايه‌ كاري‌ متفاوت‌ و مردم‌پسند در زمينه‌ موسيقي‌ پاپ‌ بودند، از اين‌ رو تيمي‌ را تشكيل‌ دادند كه‌ من‌ نيز عضو كوچكي‌ از آن‌ به‌ حساب‌ مي‌آمدم‌. براي‌ شروع‌، به‌ صورت‌ امتحاني‌ دو كار را بر روي‌ آهنگ‌هايي‌ كه‌ ساخته‌ بودم‌، خواندم‌ كه‌ متاسفانه‌ لو رفت‌; نمي‌دانم‌ از چه‌ طريقي‌...


- واسطه‌اي‌ در بين‌ بود؟

بنيامين‌: به‌ كسي‌ تهمت‌ نمي‌زنم‌، به‌ هر حال‌ مثل‌ آبي‌ است‌ كه‌ روي‌ زمين‌ ريخته‌ شده‌ بود ديگر هيچ‌ كاري‌ نمي‌شد كرد.
- در هر صورت‌ اين‌ اتفاق‌ بدي‌ براي‌ شما نبود...؟
بنيامين‌: البته‌ با وضعيت‌ امروز موسيقي‌ نمي‌شود پيش‌بيني‌ كرد كه‌ اتفاق‌ خوبي‌ بوده‌ يا نه‌... اما خيلي‌ از اتفاقات‌ را جلو انداخت‌.
-در نهايت‌ خوب‌ به‌ سرانجام‌ رسيد...
بنيامين‌: بله‌ به‌ سرانجام‌ رسيد، ولي‌ خيلي‌ سخت‌، قصد نداشتم‌ به‌ اين‌ زودي‌ها بخوانم‌، ولي‌ اين‌ حادثه‌ خيلي‌ ناخواسته‌ و زود برايم‌ پيش‌ آمد.
- مگر الان‌ از اين‌ جريان‌ ناراضي‌ هستيد؟
بنيامين‌: نه‌... (با خنده‌) نمي‌گذارم‌ هيچگاه‌ به‌ خودم‌ بد بگذره‌.... اما در برنامه‌اي‌ كه‌ داشتم‌ حالا حالاها خوانندگي‌ در ليست‌ نبود.
- و بعد از لو رفتن‌ آن‌ دو كار چه‌ اتفاقي‌ افتاد...؟
بنيامين‌: مدير شركت‌ پيشنهاد داد كه‌ تمام‌ كارها را خودم‌ بخوانم‌.
- مهمترين‌ ويژگي‌ آلبوم‌ (85) معرفي‌ يك‌ عشق‌ فرا زميني‌ و يا عشقي‌ كه‌ شايد خيلي‌ نمي‌بينيم‌ و كمتر شاهدش‌ هستيم‌، مي‌باشد...؟
بنيامين‌: شايد به‌ همين‌ دليل‌ از اين‌ كار خيلي‌ استقبال‌ شد، آدم‌ها به‌ نوعي‌ گمشده‌ خود را پيدا كردند، آنقدر عشق‌هاي‌ پاپ‌ امروزي‌ برايشان‌ تلقين‌ شده‌ كه‌ كلام‌ اين‌ اثر همه‌ را جذب‌ نمود.
- اما هميشه‌ برخلاف‌ موج‌ حركت‌ كردن‌ نتيجه‌ خوبي‌ نمي‌دهد...؟
بنيامين‌: ما هيچگاه‌ نخواستيم‌ كه‌ برخلاف‌ جريان‌ آب‌ حركت‌ كنيم‌، بلكه‌ تنها آنچه‌ را كه‌ فكر مي‌كرديم‌ درست‌ است‌ و به‌ نوعي‌ اعتقادمان‌ بود را نشان‌ داديم‌، امكان‌ دارد يك‌ روز ما هم‌، حرف‌هاي‌ ديگران‌ را تكرار كنيم‌، باز به‌ دليل‌ اين‌كه‌ به‌ آن‌ ايمان‌ داريم‌ و مهم‌ اين‌ است‌ كاري‌ را انجام‌ مي‌دهيم‌ كه‌ اعتقاد داريم‌ درست‌ است‌.
- عشق‌ آلبوم‌ 85، عشق‌ نزديك‌ و قابل‌ دسترسي‌ است‌، در دنياي‌ امروز؟
بنيامين‌: عشق‌ ما خيلي‌ دور هم‌ نيست‌، مي‌گويد: دنيا ديگه‌ مثل‌ تو نداره‌... اين‌ جمله‌ را هر عاشقي‌ بايد به‌ معشوقش‌ بگويد، در غير اين‌ صورت‌ كه‌ ديگر عاشق‌ نخواهد بود، عاشق‌ بايد معشوق‌ را تك‌ ببيند، يا اين‌كه‌ يك‌ عاشق‌ وقتي‌ به‌ عشقش‌ مي‌خواهد ابراز علاقه‌ كند، امكان‌ دارد زبونش‌ گرفته‌ و يا دست‌ و پاهايش‌ بلرزد، اين‌ موضوعات‌ مطرح‌ شده‌، خيلي‌ عجيب‌ و رويايي‌ است‌...
- شايد به‌ اين‌ دليل‌ غيرقابل‌ دسترس‌ مي‌نمايد، كه‌ براي‌ ما عينيت‌ نداشته‌ و يا كمتر شاهدش‌ هستيم‌...؟
بنيامين‌: شايد هم‌ خودمان‌ از اين‌ فضا دور شديم‌.
- و شايد دورمان‌ كرده‌ باشند...
بنيامين‌: چه‌ كسي‌ مي‌تواند در اين‌ قضيه‌ دخيل‌ باشد؟!
- قبول‌ كنيد كه‌ موسيقي‌ پاپ‌ امروز در اين‌ جريانات‌ چندان‌ بي‌تاثير هم‌ نبوده‌...؟
بنيامين‌: به‌ اميد خدا و اگر مردم‌ قبول‌ كنند، ما آمديم‌ و خواستيم‌ كه‌ تاثير مثبت‌ در اين‌ جريانات‌ بگذاريم‌، راستش‌ را بخواهيد از ابتدا چنين‌ هدفي‌ نداشتيم‌، يعني‌ خود را خيلي‌ دخيل‌ نمي‌ديديم‌... اما مي‌خواستيم‌ كار درستي‌ انجام‌ دهيم‌ كه‌ نتيجه‌ دهد.
- خودتان‌ هم‌ در ترانه‌ها دخالت‌ داشتيد؟
بنيامين‌: سراينده‌ اين‌ كارها (فريد احمدي‌) است‌، اما به‌ دليل‌ سابقه‌ من‌ در زمينه‌ شعر و ترانه‌، پيشنهاداتم‌ را مي‌پذيرفت‌.
- چرا تمام‌ ترانه‌ها داراي‌ يك‌ موضوع‌ و مضمون‌ است‌; عاشقي‌ كه‌ از معشوقش‌ دور شده‌؟
بنيامين‌: اين‌ آلبوم‌ همان‌ طور كه‌ مي‌دانيد در مدت‌ زمان‌ بسيار كوتاهي‌ توليد و منتشر شد، خب‌ در اين‌ مدت‌ يك‌ حس‌ داشتيم‌، از طرفي‌ خوشبختانه‌ من‌، فريد احمدي‌ و نيما وارسته‌ خيلي‌ اتفاق‌ نظر و احساس‌ مشترك‌ در خصوص‌ موارد مختلف‌ داشتيم‌ كه‌ اين‌ موضوع‌ كمك‌ بزرگي‌ به‌ ما كرد.
- در يكي‌ از ترانه‌ها مي‌گوييد: (امروز درست‌ يك‌ سال‌ و ده‌ ماه‌ و دو روزه‌ كه‌ نديدمت‌...) اين‌ نشان‌ از فاصله‌ بين‌ عاشق‌ و معشوق‌ دارد، حالا نمي‌دانم‌ اين‌ موضوع‌ در خصوص‌ شما صدق‌ مي‌كند يا فريد احمدي‌؟
بنيامين‌: اين‌ گفتن‌ تاريخ‌ شايد بيانگر همان‌ گفته‌ شما باشد كه‌ مدت‌هاست‌ از عشق‌ درست‌ و دوست‌ داشتن‌ صحيح‌ فاصله‌ گرفتيم‌.
- آن‌ هم‌ به‌ اين‌ دقيقي‌...
بنيامين‌: با خنده‌ مي‌گويد:اين‌ دقت‌ در تاريخ‌ موضوع‌ ديگري‌ را نشان‌ مي‌دهد كه‌ حالا عاشق‌ روزشماري‌ را شروع‌ كرده‌، حالا دارد چوب‌ خط مي‌زند و تقويم‌ را مرور مي‌كند كه‌ از عشقش‌ دور شده‌، اين‌ عدد هم‌ نشان‌دهنده‌ عشق‌ واقعي‌ است‌. نه‌ صرفا يك‌ سال‌ و...
- از اول‌ در ترانه‌ اين‌ تاريخ‌ دقيق‌ انتخاب‌ شده‌ بود يا بعد از ساخت‌ ملودي‌ به‌ آن‌ رسيديد؟
بنيامين‌: خوب‌، اين‌ از اسرار كار به‌ حساب‌ مي‌آيد... جدا از شوخي‌ به‌ خاطر ندارم‌ چون‌ ملودي‌ و ترانه‌ به‌ دليل‌ كمي‌ وقت‌ با هم‌ ساخته‌ و تنظيم‌ شد...
- درست‌ است‌ افرادي‌ كه‌ ادبيات‌ مي‌خوانند، يك‌ كم‌ رويايي‌ و خيال‌پرداز هستند؟
بنيامين‌: چون‌ در دانشگاهي‌ درس‌ مي‌خوانم‌ كه‌ در كنار كتاب‌هاي‌ درسي‌، موضوعات‌ ديگر، مثل‌ تشكيل‌ انجمن‌هاي‌ مختلف‌ و... مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد، اين‌ قضيه‌ را تجربه‌ نكرده‌ام‌.
- در كدام‌ دانشگاه‌ تحصيل‌ مي‌كنيد؟
بنيامين‌: رودهن‌.
- اگر اشتباه‌ نكنم‌ ورودي‌ 80 هستيد، هنوز فارغ‌التحصيل‌ نشديد؟
بنيامين‌: مي‌خندد و با كمي‌ مكث‌ مي‌گويد: اگر خدا بخواهد امسال‌ به‌ اتمام‌ خواهد رسيد.
-خوانندگي‌ را ادامه‌ خواهي‌ داد؟
بنيامين‌: بايد ديد كه‌ آيا آن‌ اتفاق‌ خوب‌ رخ‌ مي‌دهد.
- منتظر چه‌ اتفاقي‌ هستيد؟
بنيامين‌: به‌ هر حال‌ كاري‌ را كه‌ بلد بودم‌ انجام‌ دادم‌، بايد اتفاقي‌ بيفتد كه‌ مرا اسير تكرار نكند.
- با اين‌ حساب‌، خودتان‌ دوست‌ داريد كه‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ جلو برويد؟
بنيامين‌: در هنر بايد به‌ دنبال‌ اتفاقي‌ بود كه‌ اول‌ خود شخص‌ را راضي‌ كند و بعد مردم‌ را
- به‌ نظر مي‌رسد، مقداري‌ خجالتي‌ هم‌ باشيد؟
بنيامين‌: در پنج‌ دقيقه‌ اول‌ كمي‌ يخ‌ دارم‌ كه‌ خيلي‌ زود آب‌ مي‌شود.
- معمولا با احساس‌ جلو مي‌رويد يا منطق‌؟
بنيامين‌: هر يك‌ در رفتار و تصميم‌گيري‌ها، جايگاه‌ و نقش‌ خود را دارند، فراخور كاري‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهم‌ تاثيرگذار خواهند بود، برخي‌ اوقات‌ احساسي‌ و برخي‌ مواقع‌ منطقي‌...
- دو كار هم‌ براي‌ محرم‌ خوانديد كه‌ در آلبوم‌ 85 نيست‌، آنها چطور لو رفت‌؟
بنيامين‌: دو سال‌ پيش‌ چند ماه‌ مانده‌ به‌ محرم‌ از سوي‌ يك‌ شركت‌ نيمه‌ دولتي‌ كاري‌ مذهبي‌ براي‌ ساخت‌ به‌ من‌ داده‌ شد، آن‌ كار را در استوديوي‌ خصوصي‌ آن‌ شركت‌ خواندم‌ البته‌ فقط براي‌ امتحان‌، چون‌ خواننده‌ ديگري‌ براي‌ اين‌ كار انتخاب‌ شده‌ بود كه‌ با صداي‌ آن‌ خواننده‌ هيچ‌گاه‌ كار در ارشاد مجوز نگرفت‌، دليلش‌ را هم‌ نمي‌دانم‌، بعد از گذشت‌ چند ماه‌ متوجه‌ شدم‌ دو كار آن‌ آلبوم‌ غيرمجاز آن‌ هم‌ با صداي‌ من‌ منتشر شده‌.
- عاشق‌ترين‌ فردي‌ كه‌ تاكنون‌ ديديد؟
بنيامين‌: خودم‌، چون‌ از دل‌ عاشق‌هاي‌ ديگر خبر ندارم‌، اما خودم‌ را خيلي‌ خوب‌ مي‌شناسم‌.
-اولين‌ كسي‌ كه‌ گفت‌ صداي‌ خوبي‌ داري‌؟
بنيامين‌: راستش‌ تا به‌ حال‌ هيچ‌ كس‌ نگفته‌ كه‌ صداي‌ خوبي‌ دارم‌.
-خانواده‌ات‌ در اين‌ خصوص‌ چه‌ نظري‌ دارند؟
بنيامين‌: خيلي‌ جدي‌ نمي‌گيرند، يعني‌ روش‌ خانوادگي‌ ما براي‌ پيشرفت‌ بچه‌ها اينست‌ كه‌ موفقيت‌ها را خيلي‌ جدي‌ نگيرند، خواهرم‌ و برادرانم‌ در كارهايشان‌ موفقيت‌هاي‌ زيادي‌ كسب‌ كردند كه‌ از طرف‌ خانواده‌ تشويق‌ نشدند.
- به‌ نظر شما اين‌ روش‌ جواب‌ مي‌دهد؟
بنيامين‌: فكر مي‌كنم‌، بله‌، جواب‌ مي‌دهد.
-اولين‌ بار كه‌ صداي‌ خودت‌ را به‌ عنوان‌ خواننده‌ شنيدي‌، چه‌ كار كردي‌؟
بنيامين‌: خوب‌ به‌ عنوان‌ يك‌ آهنگساز بر روي‌ آهنگ‌هاي‌ ساخته‌ شده‌ مي‌خواندم‌، اما در جايگاه‌ خواننده‌ وقتي‌ اولين‌ كار را خواندم‌ از دوستانم‌ فريد و علي‌ خيلي‌ سئوال‌ پرسيدم‌ كه‌ خوب‌ شده‌ يا نه‌؟ چون‌ به‌ نظر جمع‌ خيلي‌ معتقدم‌ و مطمئنم‌ كه‌ جمع‌ انتخاب‌ اشتباهي‌ ندارد و بعد از آن‌ مدت‌ها فكر مي‌كردم‌.
- به‌ چي‌؟
بنيامين‌: كه‌ حالا براي‌ بهتر شدن‌ بايد چه‌ كار كرد.
- بهترين‌ تفريح‌؟
بنيامين‌: خوابيدن‌ را خيلي‌ دوست‌ دارم‌، خيلي‌ هم‌ مي‌خوابم‌.
- بعد از خواب‌ چطور؟
بنيامين‌: باز هم‌ خواب‌، در مرحله‌ سوم‌ ترانه‌، شعر و موسيقي‌.
- ورزش‌...
بنيامين‌: ورزش‌ كردن‌ را البته‌ براي‌ حفظ سلامتي‌ خيلي‌ دوست‌ دارم‌، مثل‌ شنا.
- بهترين‌ جمله‌اي‌ كه‌ تا حالا شنيديد....؟
بنيامين‌: شخصي‌ است‌ و نمي‌توانم‌ بگويم‌.
- خوب‌ بهترين‌ جمله‌ عمومي‌ را بگوييد؟
بنيامين‌: بهترين‌ جمله‌ها را زماني‌ مي‌شنوم‌ كه‌ در دوستي‌ دو نفر گفته‌ مي‌شود، در كل‌ با آشتي‌ خيلي‌ موافقم‌.

منبع: مجله خانواده سبز




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ

سلام...ممنون از نظرات شما

اگه فلفل شکن های توپ و با سرعت خواستين تو بخش نظرات بنويسين..

چاکر شما....اميد




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در یکشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ

بر سر هر قبرس صلیبی می گذارند

تا نشانگر ان قبر باشد

بر گردنت صلیبی می اویزم تا

بدانند گورستان عشق من قلب توست....

..................................................................................................

 

عشق دق الباب نمي کند، مودب نيست، حرف شنو نيست، درس خوانده نيست، درويش نيست، سربزير نيست، مطيع نيست، عشق ديوار را باور نمي کند، کوه را باور نمي کند، گرداب را باور نمي کند، و مرگ را حتي باور ندارد!.

......................................................

روزی که دلم پیش دلت بود

     دستان مرا فشردی که نرو

روزی که دلت به دیگری مایل شد

   

        کفشان مرا جفت نمودی که برو.....

.....................................................

مطمئن باش اگه شکستن قلب و غرور صدا داشت

عاشقان سکوت شب را ویران می کردنند

 




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ

I LOVE YOU                            

 

چند مطلب عاشقانه

 

1.از قلبت پیروی کن تا هرگز پشیمان نشوی .

 

2.بزرگترین درس زندگی را بیاموز:عشق فراموشی وبخشش .

 

3.عشق ترکیبی از قالب دو روح در تن است .

 

4.فقط یک شادی در زندگی وجود دارد دوست داشتن و دوست داشته شدن .

 

5.سرخ شدن چهره رنگ پاکدامنی است .

 

6.عشق مانند زبانه آتش است طلائی وسرشار از گرما .

 

7.غنی ترین عشق عشقی است که به داوری زمان گردن نهد .

...............................

 

 

این نکته واسه خودم و واسه هرکی که دوست داشته باشه!

زود قضاوت نکنیم:
اینکه انسان تکلیفش را مشخص کند عالی است ... اما همیشه زود قضاوت کردن اصالت ندارد ... شرافتمان را که برگ برنده مان در مباداها باشد براحتی از دست می دهیم ... که چه ... که چرا سریع بر صندلی قضاوت نشستیم ....
که تنها امیدمان به تغییر را هم به سهولت به ناامیدی بدل کردیم ... بیشتر اوقات بطرز معجزه سایی - شاید این تنها یک تلقی باشد- اتفاق دیگری می افتد ... همواره راهی است ... چیزی بنام امید ...که همه چیز حتی شانس هم ممکن است ... لطفی که شانسش می نامیم و امیدی که خیلی وقتها بی خیالش شده ایم

.................

این داستان یه بار نوشته بودم...حالا یه بار دیگه...چون واقعا زیباست:

 

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

..................

دوستت دارم....

گل را با بویش       پروانه را با ازادیش

اینه را با صافیش    دریا را با امواجش

وطن را با خاکش      بهار را با هوای لطیفش

خورشید را با حرارتش    پدر را با نصیحتش

مادر را با محبتش         تو را نمی دانم.....

 

.................

 

 

 

 




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ

سلام...به کنکور کم مونده ولی بازم دير نيست چون:

در کمترين زمان انسان می تونه بيشترين کار رو بکنه....

...........................................

رمانتيک بودن:

بسیاری از خانم ها و آقایونی که مدتی از شروع زندگی مشترکشان می گذرد، وقتی به گذشته نگاه می کنند یاد دورانی می افتند که عاشق یکدیگر بودند و هیچ چیز نمیتوانست جلوی زندگی رمانتیکشان را بگیرد. اما وقتی با هم ازدواج می کنند و مدت زمانی از این ماجرا می گذرد، عشق از زندگی آنها رخت بر می بندد. آنها درگیر گرفتاریهای روزمره می شوند و سرشان آنقدر شلوغ می شود که زندگی مشترک برایشان یکنواخت شده و جذابیت خود را از دست می دهد. در این شرایط زمانی هم که تصمیم می گیرند به زندگی شان سر و سامانی داده و طراوت گذشته را به آن باز گردانند، سر در گم می شوند که از کجا باید شروع کنند. به راستی زندگی رمانتیک چگونه است؟

زندگی رمانتیک چیست؟
بر اساس کتاب "عشق، تصمیم گیری است" نوشته گری سمالی و جان ترنت: "زندگی رمانتیک در حفظ فضای عاشقانه و برقراری معاشقه پس از اولین روزهای ازدواج خلاصه می شود. به عبارت دیگر، زندگی رمانتیک نوعی ارتباط صمیمی است که هر کس چیزی جز عشق برای دیگری نمی خواهد."

یک نوع ارتباط است. زندگی عاشقانه یک اتفاق نیست، بلکه یک ارتباط روزانه است. نباید به آن به عنوان نوعی پیش نوازی و ... نگاه کرد؛ بلکه یک رابطه دوستانه است که هر روز بیش از پیش رشد می کند. در مورد این است که از یکدیگر بپرسیم چگونه روز خود را سپری کردیم، سرگرمی هایمان چیست، و یا پروژه ها چگونه پیش می روند. در مورد در میان گذاشتن علایق روزمره است. باید از زمانی که در کنار هم هستید لذت ببرید و تصور کنید نزد دوست داشتنی ترین کس خود هستید.

فرایند پیوند دادن است. بسیاری از زوج ها معمولا سعی می کنند فضای رمانتیک را با سوپرایز کردن طرف مقابل مثلا با رفتن به یک رستوران فوق العاده و یا برنامه ریزی یک مسافرت به زندگی خود بیاورند. اما زمانی که می بینند طرف مقابلشان چندان خوشحال نشده، خیلی ناراحت می شوند. این امر کاملا طبیعی است، چراکه ممکن است چیزهایی که برای شما جالب و سرگرم کننده هستند، برای همسرتان جذاب نباشند.

از آنجایی که بیشتر افراد با تکنیک های ذهن خوانی آشنا نیستند! پس بهتر است از همسر خود سوال کنید چه چیزی دوست دارد. فقط کافی است بگویید: "تو، زندگی رمانتیک را در چه چیزهایی می بینی؟ عقیده تو در مورد یک ملاقات فوق العاده چیست؟ ( دوست داری کجا بری، چی بپوشی، کدام رستوران را انتخاب می کنی) برای مسافرت کدام شهر را انتخاب می کنی؟( چه موقع از سال، کدام هتل) انجام چه کارهایی تو را خوشحال می کند؟ " آیا همسرتان اهل هنر هست؟ خوب می توانید او را به موزه و یا نمایشگاههای مربوط ببرید. آیا شوهرتان اهل فعالیت های خارج از خانه هست؟ با هم به دوچرخه سواری بپردازید و یا به ماهیگیری بروید. علایق مشترک خود را پیدا کنید و بر روی آنها کار کنید.

سورپریز کردن است. پرسیدن علایق همسر و سپس عمل بر طبق گفته های او به این معنا نیست که شما نمی توانید او را سورپریز کنید. حالا حتما که نباید یک مسافرت ترتیب بدهید. می توانید یک یادداشت ساده اما غافلگیر کننده را در کیفش قرار دهید، غذا و یا دسر مورد علاقه اش را درست کنید و او را به فیلمی که جدیداً اکران شده و او آرزوی دیدنش را دارد، ببرید.

برقراری ثبات است. همانطور که قبلا هم اشاره شد، زندگی رمانتیک یک اتفاق نیست. این نیست که شما شب جمعه یک برنامه بیرون رفتن بریزید و همه چیز تمام شود. این امر ملزم تلاش های مداوم است. البته اگر شما خلاق نباشید شاید برایتان کمی مشکل باشد. پس باید راهی پیدا کنید که به شما کمک کند. بهتر است از سوال کردن از خود او شروع کنید؛ سپس یکی دو کتاب در مورد موضوعی که به شما پیشنهاد کرده، خریداری کنید. "سمالی و ترنت" چند کتاب مختلف را پیشنهاد می کنند: "400 روش مختلف برای ابراز عشق" نوشته الیس چپین، "ازدواج عاشقانه" نوشته نورم رایت و "آقایون، همسر خود را چقدر می شناسید؟" نوشته دن کارلینسکی. آنها همچنین روش های دیگری را هم برای ایجاد فضای رمانتیک پیشنهاد می کنند که بیشتر از 4-3 هزار تومان خرج بر نمی دارد: مثل خوردن بستنی و یا تماشای فیلم مورد علاقه او، همراه با هم.

.................................................

4 هفته اول آشنايي دوران نامزدی

 

دیگر از این بدتر نمی شود. احساس مریضی می کنید، نمی توانید لب به غذا بزنید و نمی دانید که چه احساسی دارید و به چه فکر می کنید. اما فکرتان خیلی مشغول است. یک لحظه خوشحالید و یک لحظه ناراحت، احساس آشفتگی و بی ثباتی میکنید. چه اتفاقی برایتان افتاده است؟ چهار هفته ی اولی است که با شوهر آينده تان قرار ملاقات گذاشته اید.

اولین چیزی که ممکن است قبل از یک قرار ملاقات اتفاق بیفتد، احساس آشفتگی و وحشت است. ممکن است تا به حال براي يافتن مرد ايده آل خود با افراد زیادی قرار ملاقات داشته باشید، اما هر بار این احساس رخ می دهد. بعد از قرار، با اینکه همه چیز عالی و خوشایند بوده باز ممکن است دچار این احساس شوید، چون اینجاست که مجبور می شوید در مورد این موقعیت و فرد مزبور کمی فکر کنید. باید تصمیم بگیرید که آیا می خواهید با این فرد ادامه دهید یا اینکه همه ی وعده هایی را که شب گذشته با طرف داشته اید را امروز صبح فراموش کرده اید و نمی خواهید ادامه دهید. این مسئله برای همه ی ما اتفاق می افتد. همه ی ما در چنین موقعیت هایی احساس آشفتگی می کنیم.

برای بسیاری از افراد، روز های بعد از قرار روزهای فوق العاده ای هستند. احساس جذابیت و علاقه می کنید و احساس می کنید که کسی هست که دوستتان می دارد و برایش جذابیت دارید. اما ممکن است در قرار دوم به این نتیجه برسید که کاملاً در اشتباه بوده اید و احساستان درست نبوده است.  پس از اتمام قرار ملاقات دوم، باز احساسا فوق العاده ای به شما دست می دهد چون این بار دیگر آزمایشی واقعی بوده است و یکدیگر را دقیق تر مورد بررسی قرار داده اید. وفاداری ها ،قوه ی تعقلتان و جنبه های دیگر شخصیتیتان  مورد آزمایش قرار می گیرد. تا این مرحله شما نباید هیچگونه رابطه ی فيزيكي با فرد داشته باشید.

بعد از قرار ملاقات دوم اگر واقعاً به این فرد علاقه مند شده باشید، احساس اضطراب و نگرانی خواهید داشت-- نگرانی برای از دست دادن این فرد. یا ممکن است این نگرانی به خاطر این باشد که فکر می کنید برای علاقه مند شدن عجله کرده اید و دوست دارید که از این مسئله خلاص شوید. اینجاست که ممکن است یک آینده ی ایدآل، دچار فاجعه و مصیبت شود. دست از نگران بودن بردارید و بگذارید که زندگی مسیر همیشگی اش را طی کند. خونسردیتان را حفظ کنید، هیچ  جای نگرانی نیست. و در هیچ کار هم عجله نکنید.

از طرف دیگر ممکن است هنوز مطمئن نشده باشید که با این فرد صمیمیت برقرار کنید یا خیر، اما باز هم نگران نباشید. جذابیت روزهای اول آشنایی با یک فرد در همین است. در یک رابطه ی طولانی مدت، این روزها دیگر تکرار نمی شوند، پس سعی کنید که تا می توانید از این جو لذت ببرید. لزومی ندارد که یک رابطه ی جدیدی حتماً به ازدواج ختم شود. دیگر چنین طرز فکری نداشته باشید و از قرارهایتان نهایت لذت را ببرید.

تردیدهای زیادی در روزهای اول آشنایی وجود دارد، مثل اولین برخورد، اینکه سر قرار بروید یا نه، اینکه تلفن کنید یا نه، چه می شود اگر او سر موقع به شما تلفن نکند و...همینطور جلو می رود و هر روز تردیدها و دوراهی های جدیدی برایتان پیش می آید مثل اینکه، او را برای صرف قهوه دعوت کنید یا نه، اینکه با او به سينما برويد یا نه، اگر احساستان نسبت به او بیشتر شد چه کنید و....باز هم چیزی که به شما کمک میکند تغییر طرز فکرتان است، باید بگذارید زندگی روال عادی خود را طی کند، نباید نگرانی در مورد چیزی به خودتان راه دهید. شما زندگی همیشگیتان را داشته باشید، سر موقع همیشگی به باشگاه بروید، کارهایتان را انجام دهید و نگذارید که زندگیتان از مسیرش منحرف شود.

وقتی دیر به دیر قرار ملاقات داشته باشید، آن انرژی لازم برای پیشبرد یک رابطه وجود نخواهد داشت. باید از همه فرصت هایتان استفاده کنید و با فرد مورد نظر بگذرانید. اگر فردی را واقعاً دوست داشته باشید، طبیعتاً می خواهید همیشه با او باشید تا بتوانید او را بیشتر بشناسید و عاشقش شوید. برای این منظور باید قرار ملاقات هایتان را بیشتر کنید تا صمیمیت بین شما بیشتر شود

...........................................

 کاش نمي ديدمش.....کاش نميشناختمش....... کاش دوستش نداشتم کاش بهم نميگفت دوستم داره....... کاش اون جريان لعنتي پيش نميومد.....کاش دلمو نميشکست کاش نميبخشيدمش..... کاش دوباره دلمو نميشکست..... کاش دوباره نميبخشيدمش....... کاش اين دل نبود کاش او نبود کاش من نبودم حالا به جايي رسيدم که ميبينم اگه فراموشش نکنم نابود ميشم

......................................

 




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ

باز هم امشب زير لب صدايت ميكنم اشك ميريزم، دو چشمم را فدايت ميكنم در نگاه خسته ات،دنبال حرفي تازه ام هر چه مي خواهي بگو ، من هم دعايت مي كنم خسته اي ،طاقت نداري ،پس رهايت ميكنم رفته اي،من مانده ام،در انتها ي عشق تو رفته ام قربان عكست،چشم زير پايت ميكنم

...................................

اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي (کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!)




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ

اين واسه بعضی دخترای نامرد:
تنها بودم . تو رسيدي گفتي " ما " بشيم بهتره . ديگه تنها نبودم. اما بعد از مدتي سر قرار نيومدي . يه روز که داشتم دنبالت مي گشتم به تنهاي ديگري رسيدم .گفتم چرا تنهايي ؟ گفت : يارم نيومده . يکدفعه بلند شد و با خوشحالي گفت : اومد ! وقتي برگشتم تو را ديدم اري تو را ديدم

.................................................

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

.................................................

  انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري

.................................................

 

 




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در شنبه ٦ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ

عاشقي جرمه قشنگيست ولي هميشه محکوم مي شود!!!!! گله وگلايه اي نيست بي وفايي رسم عشقه...... عاشقا تنها مي مونن تنهاي مرام عشقه؟؟؟؟؟؟؟؟ شب بود وشمع بود ومن بودم وغم؟؟؟؟ شب رفت وشمع سوخت ومن ماندم وغم مثل هميشه...... از غم نامرديها...........؟؟؟؟




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ

 

نميدانم چرا رفتي ... نميدانم چرا !!! شايد خطا کردم و تو ... بي آنکه فکر غربت چشمان من باشي نميدانم کجا؟! تا کي؟! براي چه؟! ولي رفتي ... و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه برمي داشت ، تمام بالهايش

.............................................




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ

عشق از دوستي سوال كرد : تفاوت من و تو در چيست ؟ دوستي گفت : من ديگران را به سلامي آشنا مي كنم تو به نگاهي . من آنها را با دروغ جدا مي كنم تو با مرگ ....




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


 
نوشته شده در سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥ و ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ

شبي كه بغض عشق تمام وجودم را مي فشرد و از بي همدمي دلم خراب شده بود به آسمان پناه بردم يك دفعه چشمم به ستاره اي اقتاد كه جور ديگري به من چشمك زد و احساس كردم مثل بقيه نيست پس او را به خانه ي زخم خورده ي دلم با تمام وجود دعوت كردم و ستاره درخشيد تمام شبم فقط با بودن آن ستاره روشن شد و پس از آن من هر روز آرزوي رسيدن شب را مي كردم به عشق ديدن آن ستاره حتي روزهاي من هم رنگ شب گرفته بودند عاشق شب و متنفر از روز شدم شبي كه مثل هر شب براي ديدن ستاره بي قرار بودم هر چه نشستم نيامد نيمه شب بود و همه ي ستاره ها بودند جز ستاره ي من براي يك دم قلبم ايستاد و از ترس آنكه او را از دست داده باشم چشمهايم را بستم ناگهان صداي رعد و برق مرا به خود آورد چشمهايم را باز كردم با ديدن گريه ي آسمان طاقت نياوردم بغض گلويم را فشرد فرياد زدم دلم شكست گريه كردم شب بعد دوباره رفتم ولي اين بارهم نه از ستاره خبري بود نه گريه ي آسمان فهميدم اشك آن شب آسمان به خاطر رفتن ستاره بود براي هميشه آسمان كه مادر آن ستاره بود چقدر راحت به رفتنش عادت كرد اما من هنوز كه هنوز است شبها براي ديدن ستاره ام همان ستاره ي بي معرفت زير آسمان جلوي نگاه تمسخر آميز ستارگان ديگر به خود براي آمدنش اميد مي دهم و ميدانم هيچ گاه به رفتنش عادت نمي كنم و نگاهم بعد از او به هيچ ستاره اي خيره نمي شود

.........................................................................................

اگر مي داني در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است كه فقط باشد :
زندگي كند ، لذّت ببرد
و نفس بكشد

.........................................................................

آه

           باران باران

شيشه ی پنجره را باران شست

                                          از دل من اما

                                                          چه کسی نقش تو را خواهد شست

 

...................................................................

اگه به ندای دلت اعتماد نداری حتما این مطلب بخون...حتما تا اخرش:

کوهنورد به سختي بالا ميرفت سنگها را يکي پس از ديگري پشت سر مي گزاشت
در اين کشاکش ناگهان پايش لغزيد
و از طناب جدا شد
کوهنورد هر چه بالا رفته بود داشت بر ميگشت
و تمام لحظات زندگيش را مرور مي کرد
يک لحظه
با تمام وجودش از خدا کمک خواست
ودر همان لحظه طنابش به صخرها گير کرد
و بعد از چند لحظه
از خدا خواست تا در سرما يخ نزند
در همان لحظه صدائي آسماني
ندا داد که طناب را رها کن
ولي چون در آن کولاک جائي را نمي ديد
ترسيد
و به ندا اهميت نداد
ندا دوباره برخواست ولي باز ترسيد
هنگام صبح
وقتي کوهنوردان در آن مسير مي رفتند
جسم يخ زده او را يافتند
در حالي که
با زمين کمتر از يک متر فاصله داشت
 
پس بيائيد به ندا اعتماد کنيم

.....................................................................

 

در خواب ناز بودم شبي ديدم کسي در ميزند در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا..... غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند

.........................................................

يادت باشه اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري

.......................................................

خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي اگر چون من به مرگ ارزو ها مي رسيدي پشيمان ميشدي از اينكه عشق را افريدي

 




کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط omid mohammadi

نظرات ()


مطالب پیشین

» دوباره برگشتم
» لینک دانلود چند فیلم:
» تا حالا دقت کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» توصیه به زوج های جووووووووووووووووون!!!!!!!!!
» چرا کسی کامنت نمیذاره؟؟؟؟؟؟؟؟
» تااااااااااالش
» فصل عشق
» دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠
» بااااااااااااااااز اومدم
» بچه ها قسمت ارسال مطلب جدید واسم باز نمیشه و نمیتونم اپ کنم..کمکم کنید



درباره وبلاگ



درباره :
پروفایل مدیر : omid mohammadi


موضوعات

» تنهایی (٤)

» عاشقانه (٢)

» اس ام اس عاشقانه (٢)

» عشق واقعی (٢)

» روز مادر (۱)

» همسرداری (۱)

» داستان خانوادگی (۱)

» مسعود مرادی (۱)

» استارا (۱)

» دختر نامرد (۱)

» روز عاشقان (۱)

» تقدیم به عشقم (۱)

» زوج های جوان (۱)

» ف ی ل ت ر (۱)

» الت تناسلی (۱)

» مطالب زناشویی (۱)

» البوم رگ خواب (۱)

» جدیدترین مصاحبه با محسن یگانه (۱)

» افساید (۱)

» رازهای جنسی (۱)

» بهداشت زناشویی (۱)

» دوست دختر (۱)

» بی وفا (۱)

» مهربانی (۱)

» تالش (۱)

» غریبه (۱)

» غم (۱)

» بی وفایی (۱)

» محمد نوری (۱)

» خیانت (۱)

» محسن یگانه (۱)

» شروع دوباره (۱)

» گیلان (۱)

» عاشقانه ها (۱)

» عشق ابدی (۱)

» طبیعت زیبا (۱)

» پرسپولیس قهرمان (۱)

» درد عشق (۱)

» مجازات عشق (۱)

» بی رحمی روزگار (۱)

» عدل خدا (۱)

» پیرمرد عاشق (۱)

» شعر مادر (۱)

» hot love (۱)

» ولنتاین (۱)

» ازدواج (۱)

» عشق (۱)


لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» love
» در مورد من
» امار وبلاگ من
» شقايق تنها
» شقایق واژگون تنها
» زندگی بدون عشق بی معناست
» شب مهتابی
» کاش میشد از یه جایی دانلودت کنم
» ستاره خاموش
» تورا من چشم در راهم
» فقط به خاطر تو
» غم تنهایی اسیرت می کنه
» loOoOvely
» دلشکسته
» عشق+دوستی
» بهترین کلیپ ها
» دوست داشتن زیباست
» ابر بهاری
» میعادگاه عشق
» ترنم
» عسل برام باش
» عاشقم
» عاشقانه ها
» غبارسربی اندوه
» پسری بنام غم
» دختر داغ
» دروغ گفتی عاشقی
» عشق اتشین
» کوی وفا
» الاچیق عشقولانه
» منم یه عاشق تهی از غم
» <<<Bodo2Eshgh>>>


آرشیو مطالب

» خرداد ٩۱

» اسفند ٩٠

» آبان ٩٠

» شهریور ٩٠

» تیر ٩٠

» آبان ۸٩

» مهر ۸٩

» بهمن ۸۸

» شهریور ۸۸

» دی ۸٧

» آذر ۸٧

» آبان ۸٧

» مهر ۸٧

» تیر ۸٧

» خرداد ۸٧

» اردیبهشت ۸٧

» فروردین ۸٧

» بهمن ۸٦

» آذر ۸٦

» تیر ۸٦

» اسفند ۸٥

» بهمن ۸٥

» دی ۸٥

» آبان ۸٥

» مهر ۸٥

» شهریور ۸٥

» امرداد ۸٥

» تیر ۸٥

» خرداد ۸٥

» اردیبهشت ۸٥

» فروردین ۸٥

» اسفند ۸٤

» بهمن ۸٤

» آذر ۸٤

» مهر ۸٤

» شهریور ۸٤


صفحات وبلاگ


پیامک بلاک

.:.



فید منتخب من





دیگر امکانات

RSS 2.0



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by omidd2005
This Themplate By Theme-Designer.Com


پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر