بازم اومدم..........

سلامی دوباره به همه بروبچه های گل...از وقتی که

تو اون یکی دامنه پرشین باگ وبلاگم فیلتر شد دیگه دست به وبلاگ نزدم تا اینکه از امروز تصمیم گرفتم

که دوباره شروع کنم...یه شروع متفاوت.

الان هم که دارم می نویسم با گذشته یه فرقایی کردم و اونم یکیش اینه که الان دیگه یه دانشجو هستم

(مکانیک-تهران مرکزی)..

یا دومیش اینه که خودمم از شمال اومدم و تهران زندگی می کنم..

به هرحال منتظر نظرات شما هستم..تبادل لینک هم میکنم..راستی اینم ایدی من:

avareh121

***********************************

غروری که فاصله را رقم زد:

وقتی نگاهم می کرد تمام وجودم می لرزید تنها کسی بود که مرا اينگونه عاشق كرد. دلم مي خواست بدونه كه چقدر دوستش دارم اما او هميشه بامن سرد و رسمي بود. به خاطرش به علاقه خيلي ها پشت كردم اما بازهم........<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

يك روز به هم برخورد كرديم ازم دعوت كرد احساس خوبي داشتم. اون روز خيلي حرف زديم اما اينبار هم سرد و رسمي........سالها گذشت درسمان هم تمام شد اخرين باري بود كه مي ديدمش يعني ميدانستم كه اين اخرين بار است .اخرين حرف ما فقط يه نگاه بود ......و دراخر گفت خدانگهدار......من رفتم و او رفت من با انديشه او و او با انديشه فرداها...

زماني گذشت با خبر شدم كه ازدواج كرده .ميگفتند او ديگر شاد نيست.نميدانستم چرا من به تنهايي خود فكر ميكردم...

 

سالها گذشت او را ديدم اين بار جسم بي روجش را در مراسم خاك سپاريش سردي جسمش مرا ياد سخنانش ميانداخت حرفهايي سرد و بي روح....ديگر نخنديدم از او هيچي به يادگار نداشتم جز يك نگاه..

دفتر خاطراتش بدستم رسيد با اندوهي فراوان آن را ورق زدم .اخرين نوشته اش مربوط به اخرين ديدارمان بود خواندم نوشته را :

امروز براي اخرين بار ديدمش چقدر زيبا شده بود هم زيبا بود هم مهربان وقتي نگاهم ميكرد دلم ميلرزيد برق نگاهش نگذاشت بگويم كه چقدر دوستش دارم ...<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

 

من ديگر به تنهايي خود فكر نمي كنم به غروري كه فاصله را رقم زد مي انديشم.

                                                   *********************

) تغییر دهندگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا می کنند

۲) زندگی بسیار محسور کننده است باید با عینک مناسبی به آن نگریست

۳) می دانم حالا سالهاست که دیگر هیچ نامه ای به مقصد نمی رسد

۴) آه در دلم غمی را احساس می کنم که هرگز آن غم را ندیده ام اما سالهاست با او آشنایم

۵) عشق چون ساعت شنی است با خالی شدن مغز قلب پر می شود

۶) هرگاه می نویسم تو را در اشک هایم می بینم آنگاه اشک هایم را پاک میکنم تا کسی تو را نبیند

۷) عشق این توانایی را می دهد که بگویید پوزش می خواهم

۸) به یاد آرزوهایم سکوتی می کنم بالاتر از فریاد

۹) غم ما از شادی گذشته یمان است

۱۰) آنجا که عشق فرمان می دهد                       محال سر تسلیم فرود می آورد

۱۱) شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم       بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

۱۲) به نام آنکه غربت را بنا کرد                   من را از تو تو را از من جدا کرد

***************************

>>>>>>منتظر نظرات شما هستم ...تبادل لينک هم ميکنيما<<<<<<

اينم ايدی من:

avareh121

/ 1 نظر / 22 بازدید
کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86 درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم. کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند