مجازات عشق

این متن شاید شاعرونه و عاشقونه نباشه ولی سر یه ماجرایی نوشتمش خیلی دوس دارم

نظر شما دوستام راجع بهش بدونم:

www.omidd2005.persianblog.ir

www.hotlove.tk

……….

خسته و دلزده از این روزگار بود..می گفت:چرا خدا من افریده؟مگه نمی گن خدا مهربون و داناست..مگه نمی گن دوس نداره بندش اذیت بشه...پس چرا اینقدر من اذیت می کنه؟چرا من مهره اصلی بازی های سخت و وحشتناک خودش می کنه؟اخه من که همیشه یه بازنده ام..چرا؟

واقعا به نهایت جنون و نابودی کشیده شده بود..دیگه هیچ چی واسش رنگی نداشت..همه چی خاکستری و سیاه بود...همه چی رنگ شب بود...اینقدر از خدا دلگیر و دلسرد شده بود که دیگه حتی حرف خدا رو هم گوش نمی کرد..

کارایی می کرد که می دونست اشتباهه ولی می خواست اشتباهی اشتباهی خودش نابود کنه...فقط به مرگ فکر می کرد..فقط به دادن تقاص گناه های نکردش فکر می کرد..می خواست خودش نابود کنه تا به دیگران بفهمونه که خودش بهترین قاضی و بهترین جلاد روزگار واسه مرگ خودشه.

می گفت:همون جوری که خدا تو این دنیا مهربونی هام با خشونت جواب داد حتما تو مجازاتشم عدالتی وجود نداره پس بذار خودم دست به کار بشم..خودم به همه بفهمونم که خودم هم خدای خودم و هم عزراییل خودم هستم.

همه دور و بریاش فریاد می زدن و می خواستن اونو از توی این چاه عمیق بیرون بکشن..می خواستن از تو سیاهی اونو نجات بدن ولی نمی دونستن که...نمی دونستن که داره جزئی از سیاهی میشه..  داره نابود میشه و تنها خودش از این نابودی لذت می بره..می دونست که با نابودیش داره خیلی هارم نابود می کنه..امید زندگی رو از خیلی ها می گیره ولی...ولی فقط به خودش فکر می کرد و نابودی و مجازات خودش...دیگه تو لب پرتگاه بود..به پایین نگاه می کرد...به سرنوشت و زندگی خودش فکر می کرد ولی هنوزم به ظاهر از این مجازات پشیمون نبود خیلی هم خوشحال بود ..می گفت:خدایا دیدی چه جوری جلوت موندم؟

چه جوری بهت ثابت کردم که تو هم اشتباه می کنی؟

تو لحظه اخر یه لحظه به کاراش فکر کرد..یه لحظه همه کاراش واسش خنده دار اومد و عجیب...حس کرد داره پشیمونی هم سراغش میاد ولی دیگه دیر بود...دیگه داشت به هدف خودش می رسید ولی هرچی به هدفش نزدیکتر میشد پشیمونی داغونش می کرد..تو لحظه اخر  خدا دستش گرفت ..نذاشت تو ته دره بیفته..

یه لحظه همه اتفاقا تو ذهنش مرور شد..واقعا پشیمون بود..واقعا

بسوی خدا رفت و گفت:خدایا بازم عدالت حتی تو اخرین لحظه تو زندگیم اجرا نکردی.....!!!!!

 

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

سلام من تازه اپ کردم خواستی یه سرس بزن

زهرا

سلام خوبه که هنوز مثل قبلا فعالی مدت زیادیه که وبت سر نزدم. راستی کنکور چی کار کردی؟

بهناز

سلام امید جان ممنون از حضورت گلم[لبخند][گل] داستان هم قابل شما رو نداره بله حتما[لبخند][گل]

صاحبه

متنتو خوندم در نا امیدی بسی امید است[گل]عالی بودددددد آپیدم خبرت می کنم[گل][خداحافظ]

مهسا

.......... (''''(`-``'´´-´)'''') ..........).....--.......--....( .........\.....(6..._...6).../ ........./........(..0..)....;.\ ........__.`.-._..'='..._.-.`.__ ......\....'###.,.--.,.###.'.../ ....../__))####'#'###(((_\ ......############# ........############ .......\...#########.../ ...__/...../..######\....\ (.(.(____)....`.#.´..(____).).)آپیدم زود بیا و در ضمن اسم وبلاگ ما رو عوض کنید. ( میعادگاه عشق ) [گل] ممنون میشم عوضش کنید

مهسا

.......... (''''(`-``'´´-´)'''') ..........).....--.......--....( .........\.....(6..._...6).../ ........./........(..0..)....;.\ ........__.`.-._..'='..._.-.`.__ ......\....'###.,.--.,.###.'.../ ....../__))####'#'###(((_\ ......############# ........############ .......\...#########.../ ...__/...../..######\....\ (.(.(____)....`.#.´..(____).).)آپیدم زود بیا و در ضمن اسم وبلاگ ما رو عوض کنید. ( میعادگاه عشق ) [گل] ممنون میشم عوضش کنید

ღ•*•ღ دلشکسته ღ•*•ღ

گاهی وقتا از نردبون می ریم بالا تا دستای خدارو بگیریم،غافل از اینکه خدا همین پایین ایستاده و محکم نردبون رو گرفته که مبادا بیافتیم... سلام یه کم دیر اومدم،ببخشید[خجالت] عالی بود [دست] راستی آهنگ وبمو نعیم خونده اما نمی دونم از کجا باید دانلودش کرد،خودمم دنبالش می گردم به خدا[گریه]

سایه

سلام. وبلاگ قشنگی داری.بهت تبریک میگم. دکتر شریعتی:دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمیدارد. کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمیداری. اما کسی که تو دوستش میداری و او هم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز به هم نمیرسند و این رنج است. موفق باشید.

zx

کس تهرونی antiboyz.persiangig.ir/clip021.rar