داستان غم

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی

کار میکرد . اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت . هر

روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر

صحبت کردن با اون ... بعد از یک ماه پسرک مرد ... وقتی

دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که

او مرده و اون رو به اتاق پسر برد ... دخترک دید که

تمامی سی دی ها باز نشده ... دخترک گریه کرد و گریه کرد

تا مرد ...  چون تمام نامه های

عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد

/ 9 نظر / 18 بازدید
سیم سیم

اخییییییییییییییییییییییییییییییییی[ناراحت]

سعیده

سلام ممنون که بهم سر زدی... موفق باشی راستی آپ جالبی بود بغضم گرفت ....

مغرور

چه غم انگیز...........[ناراحت]

ye asheghe tohi az gham

Hi.webet ghashnge.[هورا] mamnoon behem sar zadi mikham ba ejazat linket konam.misheeeeeeeeeee?[سوال][متفکر] age mishe begooooo behem[قلب] dastneveshtat ziba ama ghamgin boooood[گریه]

بهناز

به به سلام به امید عزیززززززززززز چه عجب بابا آپ کردیییییییی خیلی خوشحال شدم از حضورت خیلی غم انگز بوددددددددددددد[ناراحت][گل] موفق باشی دوست جونیییی[گل]

سعید صادقی

سلام متن خوبی بود ولی کاش متن اصلی رو ترجمه می کردی در متن اصلی پسرک سرخورده از بیماری که دچار ان شده در خیابان سرگردان بوده که ناگهان خودش را کنار یک کتاب فروشی می بینه.نگاهی به داخل کتاب فروشی می کنه و نه یک دل بلکه صددل عاشق دختر فروشنده می شه پس تصمیم می گیره که وارد بشه و کتابی بخره.کار هر روز او این بود که هرروز بیاد کتابی بخره و بره خونه این داستان کتاب خریدن یک ماه طول کشید بعد ناگهان خبری از پسر نشد.دختر که توی این مدت دلبسته او شده بود در صدد برآمد که خانه پسرک را پیدا کنه پس پرسان پرسان آدرس خانه را پیدا کرد و با دسته گلی در دست به در خانه او رفت درزد وزنی سیاه پوش یا کمری خمیده از درد روزگار درب را باز کرد. پرسید فلانی هست؟ زن با صدایی غم آلودگفت:پسرم رفت.جایی رفت که برگشتی نداره و های های شروع به گریه کرد. دخترک خودش را در آغوش مادر انداخت و های های گریه کرد و گفت: کاش فقط واسه یک بار هم که شده لای یکی از این کتابها را باز می کرد و میدید که من چقدر عاشقش بودم.

شباهنگ

سلام خدا قوت یه لطفی میکنی به من یه سری بزنی و نظرت رو در باره مطالب اخیرم بگی ممنون میشم قربانت بای

arash

کوتاه و قشنگ